نظر آنلاین نظر آنلاین نظر آنلاین نظر آنلاین نظر آنلاین
كدخبر: ۲۷۰
تاريخ انتشار: ۲۶ دي ۱۳۸۸ - ۲۰:۱۶
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
دكتر سيدمصطفي محقق داماد
مواجهه عاشقانه با طبيعت
قرآن‌‌مجيد نگاه‌ بسيار جالب‌ و عميقي‌ به‌ طبيعت‌ دارد؛ نه‌ اجازه‌ مي‌دهد كه‌ بشر طبيعت‌ را به‌علت‌ عظمت‌ و ابهت‌، خداي‌ خويش‌ بداند و به‌ سجده‌ بيفتد و نه‌ آنكه آن را موجودي‌ فاقد هرگونه‌ قداست‌ و معنا و روح‌ بپندارد؛
مظاهر طبيعي‌ را مخلوق‌ خدا معرفي‌ مي‌كند و انسان‌ را به‌ جاي‌ پرستش‌ آنها به‌ پرستش‌ خالق‌ آنها متوجه‌ مي‌سازد؛

در عهد عتيق‌ ارجاعات‌ خاصي‌ به‌ مشاركت‌ طبيعت‌ در نگاه‌ ديني‌ از حيات‌ وجود دارد كه‌ از آن جمله‌ است‌ در شهود يوشع‌ كه‌ در آن خداوند براي‌ حفظ صلح‌ با جانوران‌ و گياهان‌ عهد مي‌بندد.

يا وقتي‌ به‌ نوح‌ فرمان‌ داده‌ مي‌شود تا همه‌ حيوانات‌، اعم‌ از پاك‌ و ناپاك‌ (يعني‌ بي‌توجه‌ به‌ مفيد بودن‌ يا رابطه‌ آنها با بشر) را حفظ كند بر همين‌ شيوه‌، طبيعت‌ بكر يا بيابان‌ به‌عنوان‌ مكاني‌ براي‌ محاكمه‌ و مجازات، و نيز پناه‌بردن‌ و تفكر و تأمل‌ يا بازتابي‌ از بهشت‌ پنداشته‌ مي‌شود. اين‌ سنت‌ نگاه‌ از روي‌ تأمل‌ به‌ طبيعت‌، بعدها در دين‌ يهودي‌ و در هر دو مكتب‌ « قبالائي‌» و «‌حسيديم‌» به‌ حيات‌ خويش‌ ادامه‌ داد.

در عهد جـديد، مـرگ‌ و بعثـت‌ حضـرت‌ عيسي‌ مسيح‌‌(ع‌) با پژمرده‌شدن‌ و شكوفايي‌ طبيعت‌ همراه‌ شده‌ كه‌ اشاره‌ به‌ خصلت‌ كيهاني‌ مسيح‌ دارد. پولس‌ مقدس‌ نيز اعتقاد داشت‌ كه‌ همه‌ خلقت‌ در بازخريد گناهان‌ سهيم‌ است‌.در مغرب‌ زمين‌، كليساي‌ اوليه‌، به‌علت‌ نگراني‌ از شرك‌ و بت‌پرستي‌ و به‌ انگيزه‌ عكس‌العمل‌ در مقابل‌ آن‌، به‌تدريج‌ از دنياي‌ پيرامون‌ خويش‌، جدايي‌ گرفت‌ و به‌ كلي‌ از آن منفك‌ شد.

حتي‌ واژه‌هاي‌ بهشت‌ و بيابان‌، در معناي‌ مثبتشان‌، فقط با كليسا و بعدها با صومعه‌ و به‌عنوان‌ نهادهايي‌ مجزا و متمايز شناخته‌ شدند؛ درحالي‌كه‌ در كليساي‌ شرقي‌، تأمل‌ در طبيعت‌ كماكان‌ مورد تأييد قرار گرفت‌ و بيشتر جنبه‌ محوري‌ پيدا كرد، طبيعت‌ به‌ مثابه‌ پشتيباني‌ براي‌ حيات‌ معنوي‌ ملحوظ شد، و اين‌ اعتقاد به‌وجود آمد كه‌ همه‌ طبيعت‌ در نجات‌ و رستگاري‌ سهيم‌ است‌ و عالم‌ در ظهور مجدد حضرت‌ مسيح‌ از نو، احيا و بازسازي‌ مي‌شود.

به‌تدريج‌ با گسترش‌ مسيحيت‌ به‌ داخل‌ اروپاي‌ شرقي‌، گروه‌هاي‌ جديدي‌ به‌ آغوش‌ مسيحيت‌ روي‌ آوردند كه‌ به‌ دور از هرگونه‌ شِرك‌ مديترانه‌اي‌، داراي‌ بصيرتي‌ ژرف‌ نسبت‌ به‌ ارزش‌ معنوي‌ طبيعت‌ بودند. نمونه‌ كامل‌ اين‌ گروه‌ها «سلت‌»ها هستند كه‌ بيداري‌ و آگاهي‌ شديدي‌ نسبت‌ به‌ هماهنگي‌ و تناسب‌ بين‌ انسان‌ و طبيعت‌ دارند. راهبان‌ سلتي‌ همواره‌ در پي‌ تجلي‌ الهي‌ بودند و به‌ اميد كشف‌ هماهنگي‌ خلقت‌ خداوند به‌ انجام‌ سفرهاي‌ زيارتي‌ مي‌پرداختند. آنان‌ خداوند را در كائنات‌ اسرارآميز جست‌وجو مي‌كردند. سير و سفر و زيارت‌ خلقت‌ و طبيعت‌ در توحيد قرآني‌ نيز مكرراً آمده‌ است‌.

قرآن‌‌مجيد نگاه‌ بسيار جالب‌ و عميقي‌ به‌ طبيعت‌ دارد؛ نه‌ اجازه‌ مي‌دهد كه‌ بشر طبيعت‌ را به‌علت‌ عظمت‌ و ابهت‌، خداي‌ خويش‌ بداند و در مقابل‌ آن به‌ سجده‌ بيفتد و نه‌ آنكه آن را موجودي‌ فاقد هرگونه‌ قداست‌ و معنا و روح‌ بپندارد؛ مظاهر طبيعي‌ را مخلوق‌ خدا معرفي‌ مي‌كند و انسان‌ را به‌ جاي‌ پرستش‌ آنها به‌ پرستش‌ خالق‌ آنها متوجه‌ مي‌سازد؛ «و من‌ آياته‌ الليل‌ و النهار و الشمس‌ و القمر، لا تسجدوا للشمس‌ و القمر و اسجدوا لله‌ الذي‌ خلقهن؛ از نشانه‌هاي‌ خداوند، شب‌ و روز و خورشيد و ماه‌ است‌. آنها را سجده‌ مكنيد، خدايي‌ كه‌ آنها را آفريده‌ است‌، بپرستيد و سجده‌ كنيد.»

ولي‌ موجود‌ طبيعي‌ از نظر قرآن‌ هرچند مخلوق‌ و آفريده‌ خداست‌، موجودي‌ بي‌روح‌ و بي‌جان‌ نيست‌؛ جان‌ دارد. و بشر مي‌تواند با طبيعت‌، مأنوس‌ شود، به‌ گفت‌وگو بنشيند و نسبت‌ به‌ آن عشق‌ بورزد.
موجودات‌ طبيعي‌، از نظر قرآن‌ به‌علت‌ نحوه‌ رابطه‌اي‌ كه‌ با خدا دارند مقدس‌ هستند و هيچ‌گاه‌ قداست‌ و معنويت‌ از آنها منفك‌ نمي‌شود.از نظر قرآن‌، همه‌ اجزاي طبيعت‌ ‌ همواره‌ تسبيح‌‌گوي‌ حق‌ هستند، همه‌ در مقابل‌ خداوند نماز مي‌خوانند و عبادت‌ به‌ جاي‌ مي‌آورند؛ «يسبح‌ لله‌ ما في‌‌السموات‌ و ما في‌ الارض‌» يعني‌ آنچه‌ در آسمان‌ و زمين‌ است‌ تسبيح‌گوي‌ خداوندند.

جالب‌ اين‌ است‌ كه‌ از نظر قرآن‌، تسبيح‌ موجودات‌، مي‌تواند مورد درك‌ و شعور و فهم‌ انسان‌ باشد. در يك‌ آيه‌ خطاب‌ به‌ رسول‌‌الله‌‌(ص‌) آمده‌ است‌: «اَلم‌ تَر ان‌الله‌ يسبح‌ له‌ من‌ في‌السموات‌ و الارض‌ و الطير صافات‌ كل‌ قد علِم‌ صلاته‌ و تسبيحه‌ و‌الله‌ عليم‌ بما يفعلون؛ آيا ندانسته‌اي‌ كه‌ هر كس‌ كه‌ در آسمان‌ و زمين‌ است، و پرندگانِ بال‌‌گشاده‌، خداوند را تسبيح‌ مي‌گويند، هر يك‌ نماز و نيايش‌اش‌ را مي‌داند و خداوند به‌ آنچه‌ مي‌كنند داناست؟».

خلاصه‌ آنكه طي قرون‌ گذشته‌، علم‌ جديد با فاصله‌ گرفتن‌ از نگاه‌ معنوي‌ به‌ طبيعت، ‌ چنان‌ بينشي‌ به‌ بشر عطا كرد كه‌ نفس‌ سلطه‌‌جو و متجاوز او به‌منظور ارضاي‌ خواسته‌هاي‌ دروني‌اش‌ در مواجهه‌ با طبيعت‌ به‌ چنين‌ بحران‌ و فلاكت‌ در روز سياهي‌ بنشيند كه‌ تاب‌ تنفس‌ را از او بگيرد. و متأسفانه‌ طي چند قرن‌ گذشته‌ متكلمين‌ و فلاسفه‌ و عالمان‌ اديان‌ در امر دنيوي‌ كردن‌ طبيعت‌ غالباً مسئول‌ و مي‌توان‌ گفت‌ سهيم‌ بوده‌اند چرا كه‌ با بي‌توجهي‌ و اهتمام‌ به‌ تدوين‌ آثاري‌ در زمينه‌ الهيات‌ زيست‌محيطي‌ و عرضه‌ به‌ ادبيات‌ عصر خويش‌، صحنه‌ را براي‌ دنيوي‌ شدن‌ كامل‌ طبيعت‌ از طريق‌ انقلاب‌ صنعتي‌ و كاربرد پايان‌ناپذير علوم‌ جديد خالي‌ گذاشته‌اند.

بسياري‌ از متكلمين‌ و متفكرين‌ ديني‌ مسئله‌ طبيعت‌ را به‌‌كلي‌ كنار گذاشته‌اند و رستگاري‌ انسان‌ را با بي‌توجهي‌ كامل‌ نسبت‌ به‌ بقيه‌ خلقت‌ خداوند پيگيري‌ كرده‌اند و در وضعيت‌ فعلي‌، ادامه‌ وجود انسان‌ بر كره‌ زمين‌، به‌ خاطر اين‌ بي‌توجهي‌ سنگدلانه‌ نسبت‌ به‌ حقوق‌‌ طبيعت‌ و ساير موجودات‌ زنده‌ به شكل يك‌ موضوع‌ مخاطره‌آميز درآمده‌ است‌.

اكنون‌ وقت‌ آن رسيده‌ تا همه‌ كساني‌ كه‌ به‌ وضعيت‌ بشر حقيقتاً توجه‌ دارند و براي‌ حل اين‌ بحران‌ چاره‌‌انديشي‌ مي‌كنند، مجدداً به‌ سنت‌ تاريخي‌ و طولاني‌ اديان‌ روي‌ آورند و همراه‌ با متون‌ و منابع‌ ديني‌، مطالعه‌ و بررسي‌ طبيعت‌ را در چارچوب‌ آموزه‌هاي‌ متافيزيكي‌ تعليم‌ دهند و تصديق‌ كنند كه‌ تنها احياي‌ مجدد يك‌ تصور و برداشت‌ معنوي‌ و روحاني‌ از طبيعت‌ است‌ كه‌ مي‌تواند ويراني‌ حاصل‌ از كاربرد علم‌ جديد طبيعت‌ را خنثي‌ سازد و ما را مطمئن‌ كند كه‌ بشريت‌ آينده‌ به‌ جاي‌ بهره‌‌مندي‌ بي‌رويه‌ و بي‌رحمانه‌ از مواهب‌ طبيعي‌ و فساد در زمين‌، به‌ آباداني‌ و عمران‌ آن خواهد پرداخت‌.
افزون‌ آنكه، نه‌‌تنها ارزش‌هاي‌ ديني‌ بلكه‌ به‌طور كلي‌ باورهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ هر منطقه‌ مي‌توانند پس‌ از مطالعه‌، حك و اصلاح‌ و تصحيح‌ و تكميل‌- به‌ مثابه‌ قوانين‌ و مقرراتي‌ كه‌ طي‌ اعصار گذشته‌ از بطن‌ مردم‌ روييده‌اند‌ و بنابراين‌ بهتر و بيشتر مي‌توانند مورد قبول‌ و استفاده‌ قرار گيرند- به عنوان راهكارهاي‌ عملي‌ در حفظ محيط‌زيست‌ و رسيدن‌ به‌ يك‌ توسعه‌ پايدار- نه‌‌فقط در محل‌ و منطقه‌ خاستگاه‌ خود بلكه‌ به‌ شرط ترويج‌ و تعميم‌ لازم‌، در سراسر جهان- ‌ مورد استفاده واقع‌ شوند.

به‌ عبارت‌ ديگر راهبردهاي‌ عملي‌ ملموس‌ برگرفته از گفت‌وگوي‌ تمدن‌ها، جهاني‌‌شدن‌ ارزش‌هاي‌ ديني‌ و تعليم‌ و گسترش‌ باور فرهنگي‌ مي‌توانند، دربرگيرنده‌ راهكارهاي‌ عملي‌ براي حفظ و توسعه‌ محيط‌زيست‌ در سراسر اين‌ جهان‌ متنوع‌ و پهناور باشند.

راهكارهاي‌ عملي‌ موجود در معتقدات‌ مذهبي‌ و باورهاي‌ فرهنگي‌ شامل‌ علم‌ به‌ اين‌ است‌ كه‌ چگونه‌ مي‌توان‌ با استفاده از عقايد تعميم‌‌يافته‌ و به‌ اثبات‌ رسيده‌ در طول‌ تاريخ،‌ در جهت‌ حفظ محيط‌زيست‌ و نهايتاً توسعه‌ پايدار آن تفكر كرد و راهكارهايي‌ را ترسيم‌ و سپس‌ اقدام‌ كرد تا در معيت‌ ساير راهكارها، بتوانند واقعاً و بدون‌ آنكه از بيرون‌ و هر قدرت‌ حاكمه‌اي‌ تحميل‌ شده‌ باشند به‌ سرمنزل‌ مقصود برسند. چنين‌ راهكارهايي‌ طبيعتاً سرلوحه‌ راهكارهاي‌ عملي‌ موجود به‌ويژه‌ در جوامع‌ در حال‌ توسعه‌ داراي‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ باستاني‌- و بيشتر متكي‌ بر فرهنگ‌ و اصول‌ مذهبي-‌ قرار مي‌گيرند.در اين‌ راستا نگارنده‌ اين‌ سطور به‌ انديشمندان‌ پيشنهاد مي‌كند:

1- اينك‌ كه‌ متفكران‌ بشري‌ به‌ عمق‌ فاجعه‌ و بلايي‌ كه‌ بر سر محيط‌زيست‌ آدمي‌ آمده، و نسبت‌ به‌ آينده‌ زيست‌ انساني‌ نگرانند و به‌ نقش‌ باورها و اعتقادات‌ مردمي‌ در حل اين‌ بحران‌ اعتراف‌ دارند، رسالت‌ عظيمي‌ بر دوش‌ رجال‌ فرهنگي‌ و روحانيون‌ اديان‌ سنگيني‌ مي‌كند؛ وقت‌ آن است‌ كه‌ اين‌ قشر، با خلوص‌ و جديت‌ به اين‌ امر اهتمام‌ ورزند و دغدغه‌ اصلي‌ خويش‌ را در عصر حاضر، مطرح‌ ساختن‌ مجدد فرهنگ‌هاي‌ اصيل‌، تعليمات‌ و سنت‌ اديان‌ در جهت‌ آموزش‌ عامه‌ در مواجهه‌ با طبيعت‌ قرار دهند. حل بحران‌ زيست‌محيطي،‌ بسيج‌ عمومي‌ بشري‌ را مي‌طلبد و تنها راه‌ براي‌ وصول‌ به‌ اين‌ مقصود مقدس،‌ رهنمود‌هايي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ مردان‌ فرهنگ‌ و رجال‌ ديني‌ ارائه‌ مي‌شود.

2- اينجانب‌ پيشنهاد مي‌كنم‌ كه‌ انجمني‌ با عضويت‌ عالمان‌ و رجال‌ اديان‌ مختلف‌ جهان‌ در جهت‌ حمايت‌ از محيط‌زيست‌ تشكيل‌ شود و دبيرخانه‌ اين‌ انجمن‌ به‌طور دائم‌ در جهت‌ هماهنگي‌ و تشكيل‌ محافل‌ و كنفرانس‌هاي‌ علمي‌ فعاليت‌ كند.

3- نحوه‌ مطرح‌ ساختن‌ سنت‌ اديان‌ براي‌ نسل‌ حاضر در جهت‌ حيات‌ طيبه‌ و زندگي‌ بهتر دنيوي‌، مطالعه‌ نسبتاً عميقي‌ را مي‌طلبد چرا كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ استفاده‌ از روش‌ قديم‌، پاسخگوي‌ عصر حاضر نيست‌ و كارايي‌ نخواهد داشت‌. براي‌ به روزساختنِ روش‌ و استفاده‌ از ابزار متناسب‌ با وضعيت‌ جديد، بايد ميان‌ رجال‌ اديان‌ تبادل‌ تجربه‌ صورت‌ گيرد كه‌ انجمن‌ پيشنهادي‌ مي‌تواند از طريق‌ گفت‌وگوهاي‌ فيمابين‌ به‌ اين‌ هدف‌ نايل‌ آيد.


* نام:
ايميل:
* نظر:
کلیه حقوق محفوظ است و متعلق یه پژوهشکده نظر می باشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید ایران سامانه