كدخبر: ۱۵۵۹
تاريخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
آیا تخت جمشید تکمیل شد؟
«فرنگی‏ها اصرار داشتند هخامنشی‏ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اولِ تاریخ بدانند؛ حتّی مادها را هم از خاطر برده‏ اند. کار مستشرقان اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده» این بخشی از بیانات مقام معظم رهبری است درباره‌ی آن‏چه غربی‌ها بر سر تمدن کهن ایران آورده‌اند.
در مطلب پیش رو سعی می‌کنیم با ارایه‌ی یک مثال با استدلال‌های کافی نشان دهیم که چگونه متخصصان تاریخی ارسال شده از طرف دانشگاه‌های غرب (در این‌جا دانشگاه شیکاگو) با جعل و دروغ درباره‌ی تاریخ پیش از اسلام ایران و دست کاری و فریب در ابنیه‌ی تخت جمشید و ساختن داستان‌های خیالی درباره‌ی آن زمینه‌های فریب قسمتی از جامعه را فراهم آورده‌اند تا با استفاده از آن زمینه‌های تفرقه افکنی بین مردم مسلمان ایران و سایر مسلمین منطقه را فراهم کنند. برای اثبات بهتر بحث، آرایه‌های دیداری که از طرف مهندسان معماری کشور (در پاسخ به درخواست دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تحت مدیریت آقای عباس سلیمی نمین) نیز در گزارشی رسمی پذیرفته شده است، مبنا قرار گرفته و از ورود به حوزه‌هایی که در مورد آن‌ها اتفاق نظر وجود ندارد، پرهیز شده است.
در این‌جا قصد نداریم به کل تاریخ هخامنشیان و بحث‌هایی که درباره‌ی آن‌ها وجود دارد بپردازیم، بلکه می‏خواهیم به یک نکته‌ی اساسی و مغفول مانده اشاره کنیم که می‌تواند مانند نقطه‌ی عطفی عمل نماید. مورخان غربی فعال در حوزه‌ی تاریخ ایران (که همگی یهودی هستند) دلیل برتری هخامنشیان بر تمدن‌های قدیمی این سرزمین را بنای تخت جمشید معرفی می‌کنند. این بنا از دوران پهلوی به سمبل ناسیونالیسم در ایران تبدیل شده است که جشن‌های 2500 ساله اوج این نمایش بود. نکته‌ی مهم غافل مانده این است که آیا این محوطه (تخت جمشید) یک بنای ایرانی است که بهانه‌ی ترویج ناسیونالیسم ایرانی قرار گرفته است؟ آیا در آن‌جا شاهان بزرگ هخامنشی جشن‌ها برگزار می‌کرده‌اند و بر جهان فرمان می‌رانده‌اند؟ آیا اساساً این بنا مورد بهره‌برداری بوده است؟ اطلاعات کنونی ما محدود به نظریات اساتید یهودی دانشگاه‌های غرب به خصوص دانشگاه «شیکاگو» است که امروزه ارزش و اعتبار علمی آن‌ها کاملاً زیر سؤال است و ثابت شده است که به جای تحقیقات علمی آزاد به جعل تاریخ و دروغ نویسی مشغول هستند و با سمبل سازی‌های بی بنیان تلاش می‌کنند زمینه‌های تفرقه بین مسلمین را فراهم آوردند.
محوطه‌ی تخت جمشید دارای 7 قسمت مختلف است که در حدد 2480 سال پیش کار ساختمانی آن قسمت‌ها با هم آغاز شد و هیچ یک قسمتی بیش از 30 درصد ساخته نشد و چیزی که هم اکنون وجود دارد همان است که 2480 سال پیش وجود داشته است. جاعلان ارسالی از طرف دانشگاه‌های غرب با فریب‌کاری این‌گونه القا کرده‌اند که این محوطه‌ی هخامنشی، تکمیل شده و محل اقتدار سلسله‌ی هخامنشی بوده است. محوطه‌ی باستانی و نیمه کاره‌ی تخت جمشید که در واقع یک محوطه‌ی بابلی است به همت دانشگاه‌های غرب به صورت یک مرکز برای معرفی اقتدار سلسله‌ی موسوم به هخامنشیان درآمده است. در عکس‌هایی که در زیر آمده نیمه کاره بودن آن و بابلی بودن آن با استفاده از آرایه‌های دیداری اثبات می‌شود تا شاید سازمان میراث فرهنگی به وظیفه‌ی ذاتی خود عمل کرده و با یک گفت‌وگوی ملی به کشف حقیقت کمک نماید تا راه تفرقه با استفاده از بحث‌های ناسیونالیستی، بسته شود.
تصاویری که در زیر ارایه می‌شود به آسیب‌هایی که کارشناسان دانشگاه شیکاگو در حفاری‌های انجام شده در جهت تغییر هویت و کامل نشان دادن بنا انجام دادند، پرداخته و تلاش می‌کند پرده از یک جعل واضح که نشان دهنده‌ی ماهیت واقعی دانشگاه‌های پرادعای غرب است، بردارد. امید است این سند محکم باعث شود نظام دانشگاهی ما اعم از مسؤولان و دانش‌جویان؛ با درک لزوم بومی کردن علوم انسانی را نه تنها در حوزه‌ی تاریخ بلکه در همه‌ی حوزه‌ها احساس کرده و گام‌هایی بلند در این باره بردارند.
تصاویر بالا اثبات این نکته بود که این بنا یک بنای چنان‌که می‌گویند، هخامنشی نیست. حجاری‌های آن نیز به تمدن عظیم بابل که در قرآن نیز به آن اشاره شده تعلق دارد و اساساً سلسله‌ی موسوم به هخامنشی در تاریخ یادگار مادی فیزیکی و باستان شناسانه ندارد و حضور آن در تاریخ محدود به نوشته‌های تورات است. بنای تخت جمشید یک بنای بابلی است که آرایه‌های فراوان بابلی آن تردیدی در این باره باقی نگذاشته است. با این وجود همین بنای بابلی نیز ناقص بوده و هرگز مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است و چنان‌که دانشمندان یهودی دانشگاه‌های غربی ادعا می‌کنند؛ هرگز در آن جشن‌های بزرگ و غیره برگزار نمی‌شده است. تصاویر زیر ناقص بودن بنا را اثبات می‌کند که در آن به نظر کارشناسی نظام مهندسی ایران نیز در کنار تصاویر دیداری استناد شده است.
برای جلوگیری از اطاله‌ی کلام به این تصویر که مجموعه‌ای از سربازان را که هر یک تا مرحله‌ی متفاوتی با دیگری نقش اندازی شده‌اند، بسنده می‌کنیم. چنان‌که مشاهده کردید این تصاویر دیداری که ذره‌ای تردید در آن‌ها وجود ندارد، نشان دهنده‌ی ناقص بودن بنای موسوم به تخت جمشید است. از طرف دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران از نظام مهندسی استان تهران درخواست می‌شود نظر کارشناسی خود را درباره‌ی ناقص بودن و یا کامل بودن بنا به طور رسمی اعلام کند که تصویر مکاتبات انجام شده که نتیجه‌ی آن دیدار مهندسان معماری کشور و گزارش رسمی آن‌ها درباره‌ی تخت جمشید است در زیر نشان داده می‌شود.
به اصطلاح متخصصین یهودی دانشگاه شیکاگو، برای سنگی معرفی کردن قسمت خزانه تخت جمشید، پایه ستون‌هایی از قسمت‌های مختلف تخت جمشید و هم‌چنین معبد یونانی جنوب آن را به این قسمت منتقل کردند. به دلیل ناکافی بودن این پایه ستون‌ها اقدام به تراش پایه ستون‌هایی کرده و آن‌ها را پایه ستون‌های 2500 ساله معرفی نمودند که تصاویر فوق تعدادی از این پایه ستون‌های صاف و بدون اثر صدمات زمان را نشان می‌دهد. قضاوت با شما. آن معبد یونانی واقع در جنوب تخت جمشید هم اکنون محو شده است زیرا برای داستان‌های هخامنشی سازی مانعی جدی بود. یکی از همین مورخین یهودی درباره‌ی این معبد یونانی می‌نویسد: «در پای صفحه‌ی تخت جمشید، معبدی بنا شد. معبد یونانی نبود. در آن ایزدان کهن ایران پرستش می‌شد. با این همه در کتیبه‌ی نذورات معبد که به زبان یونانی نوشته‌اند و نه فارسی باستان و یا فارسی میانه، به جای اهورامزدا نوشته‌اند، زئوس مجیتوس و به جای میترا نوشته‌اند آپولون و هلیوس و به جای آناهیتا، آرتمیس و آتنه.» (هرتسفلد، ایران در شرق باستان، صفحه‌ی 281) لطفاً به پاورقی منتقل شود. همین یک جمله کافی است به ما نشان دهد با چه کسانی که در واژگون کردن حقیقت تردیدی به خود راه نمی‌دهند، مواجه هستیم. هر بیننده‌ای که وابستگی خاصی به تعصب نداشته باشد این حقیقت مسلم را می‌پذیرد که یک جعل بزرگ در تخت جمشید انجام شده است. آیا جامعه‌ی دانشگاهی و سازمان میراث فرهنگی کشور به عنوان متولیان امر نباید با یک طرح گسترده‌ی ملی برای روشن شدن حقیقت دست به کار شوند تا جلوی سو تعبیرها و سو استفاده‌های آینده بسته شود؟ آیا این بنای نیمه کاره جایی برای جشن نوروز است؟ این تنها نمونه‌ای از جعل‌های به اصطلاح دانشمندان غرب در حوزه‌ی تاریخ است. آیا این نباید هشداری برای نگاهی دقیق به ادعاها و نظریات آن‌ها در سایر حوزه‌های علوم انسانی باشد؟

به نقل از : سایت شاسا
* نام:
ايميل:
* نظر: