منظر مردمی و مسکن

خانۀ سنتی محصول عالی تمدن ایران است. جنبه‌های ضروری برای ایجاد مسکن امن، راحت، زیبا و آرام‌بخش در خانۀ ایرانی گرد هم آمده است. اگر چه شرایط زندگی مدرن و تغییر شرایط ساخت‌وساز در شهرها اجازۀ تداوم سنت معماری در ساخت مسکن امروز را نداده، ولی فراوانی نمونه‌های مسکن سنتی در شهرهای تاریخی و روستاهای کشور، که ناشی از قدمت فرهنگ و تمدن ایران است، همچنان امکان درس‌آموزی از تجربۀ گذشتگان را زنده نگاه داشته است.
مهم‌ترین و ماندگارترین ادراک حاصل از تجربۀ حضور در خانۀ ایرانی «حال» آن است. آن‌گاه که ناظر از هشتی ورودی و دالان پشت آن عبور می‌کند و منظرۀ حیاط را از فراز پله می‌بیند، این «حال» آغاز می‌شود. زندگی در خانه و تجربۀ عصرگاه در ایوان، تماشای حوض از خلال پنجره‌ای که تا نزدیک زمین پایین آمده، انجیر و اناری که از درختان باغچه کنار حوض می‌چیند، دست و رویی که در آب حوض می‌شوید، آسمانی که با لبه‌های مستدام حیاط قاب شده است نقش گل‌ها و درختان اساطیری که بر کاشی‌ها و گچبری‌ها پیداست، صحنه‌های خاطره‌ساز و معنا‌دهنده به خانه است. تعادل روحی ناشی از «تجربۀ حضور» در فضای خانه و «تماشای طبیعت گزیده»، که از انطباق ویژگی‌های سرشت انسانی با منظره‌سازی خانه پدید آمده، شعف و آرامشی را در ناظر می‌‌آفریند که «حال» خانه است.
منظر مردمی و مسکن
فضای بسته در خانۀ ایرانی، اگر چه به لحاظ مهندسی و هنرمندی فاخر و از افتخارات تمدن ماست، اما در آفرینش «حال» خانه نقش دوم دارد. این روشن می‌سازد که هدف اولیۀ شکل‌گیری خانه در فرهنگ ایرانی مسلمان سرپناه نبوده است؛ بلکه خانه واجد صفاتی است که فلسفۀ وجودی آن‌ها را ارضای حس مالکیت، پنهان‌شدن از غیر، پناه از سرما و گرما، امنیت در برابر بیرون و نمایش اقتدار نمی‌توان دانست.
فرآیند طراحی مسکن ایرانی گویای آن است که حضور منظر (عناصر گزیدۀ طبیعت) در خانه، هنجار شکل‌یابی آن را تحت تأثیر خود آورده است. از این روست که کانسپت خانۀ ایرانی الگوی منظرین دارد. فلسفۀ این اقدام نیز به نقش منظر در فرآیند ادراک انسان بازمی‌گردد. منظر نزد ایرانیان واجد دو وصف جمالی و کمالی است. جمال (زیبایی) طبیعت به قرینۀ طبع و سرشت انسانی، حس (ادراک) می‌شود و کمال (معنا) آن که به روایت اسطوره‌ها، آیین‌ها و ادیان ایرانیان ادراک می‌شود. از این روست که مفهوم خانه برای ایرانیان فراتر از مکان امن و سرپناه بوده است. پدید‌آمدن «حال» در خانۀ ایرانی نتیجۀ اجتماع صفات جمالی و کمالی آن است. روش ایرانیان برای دست‌یابی به این هدف اتخاذ الگوی منظرین برای مسکن بوده است زیرا اعتقاد داشته اند «منظر، جوهر «حال» و موجب آفرینش آن در خانۀ ایرانی است».
دقت در فرآیند طراحی مسکن ایرانی و صورت عناصر اصلی خانه این فرضیه را اثبات می‌کند:
۱. حیاط در خانۀ ایرانی هندسه کامل دارد، درحالی‌که عرصه (زمین) آن نامنظم است. این خصوصیت گویای آن است که طرح‌اندازی خانه از حیاط آغاز می‌شود. معمار در نخستین اقدام حیاط خانه را با شکلی کامل در میانۀ زمین مکان‌یابی می‌کند و در قدم بعد فضاهای پوشیده (نیم‌بسته) و بسته را گرداگرد آن طرح می‌کند. آغاز طراحی مسکن از حیاط، نشانۀ اصلی‌بودن و اهمیت نقش آن است که مرکز فضا و مفصل همۀ عناصر خانه است. از سوی دیگر دارا‌بودن هندسۀ کامل برای حیاط شرط اصلی است؛ زیرا زیبایی‌شناسی کلاسیک ایرانی هندسۀ کامل را معادل زیبایی قلمداد می‌کند. این که حیاط باید هندسۀ راست‌گوشه داشته باشد از چنان اهمیتی برخوردار است که پیش از هر اقدام دیگر در معماری خانه به آن پرداخته می‌شود تا امکان تحقق آن فراهم آید. در این فضا حس زیبادوستی انسان ارضا می‌شود.
۲. حیاط خانۀ ایرانی گزیدۀ نمادین طبیعت است. آب، درخت، گل و پرنده اجزای اصلی منظره‌سازی آن است. سامان‌دهی حیاط با عناصر منظر شرط اصلی در معنا‌بخشی و ایجاد حس زیبایی در آن است. حیاط، که نقش اصلی را در فضاسازی خانه بر عهده دارد، با منظره‌سازی طبیعت‌گرا و سمبلیک کامل می‌شود.
۳. ایوان در مسکن سنتی ایران نظرگاه و تماشاخانۀ طبیعت است. سکویی، چند پله بالاتر از حیاط، در محور آن ساخته می‌شود. روی آن با طاقی پوشیده شده تا بدیع‌ترین و اصیل‌ترین عنصر معماری، که ارمغان ایرانیان به جهان است، را پدید آورد. ایوان جنوبی برای استراحت عصرگاه در جوار طبیعت و حظ‌بردن از منظرۀ حیاط، و ایوان شمالی برای استفاده از آفتاب زمستان در برابر مینیاتور طبیعت است. ایوان در معماری مسکن از جمله مهم‌ترین عناصر آن است که اغلب نقش اصلی را در تبلور فضایی خانه بر عهده می‌گیرد. این امر معمولاً به واسطۀ هنرنمایی معمار در طراحی پوشش ایوان و بهره‌گیری از ستون‌های رفیع در لبۀ مجاور حیاط صورت می‌گیرد. منظرۀ حیاط از ایوان مهم‌ترین خاطرۀ مشترک اهل خانه است. ایوان در خانه‌های اقلیم معتدل و مرطوب شمال ایران که به صورت کوشک ساخته شده باشند، در دورتادور ساختمان را در بر می‌گیرد تا ساکنان خانه بتوانند در همه حال از بیرون و منظره حیاط بهره برند.
۴. مهتابی و صفۀ مکانی است برای زندگی در فضای باز و در جوار حیاط. مهتابی روباز است و با بدنه‌ای از اتاق‌ها یا دیوار از سه‌بر محصور شده و سمت مقابل حیاط آن گشوده است. تماشای حیاط از فراز صفه و دیدن تاج درختان کاج و سرو یا انار و انجیر و لمس شاخه‌های مو که از لبۀ مهتابی بالا آمده منظره‌سازی خاص مهتابی است. بخشی از زندگی ایرانی در فضای بیرونی برنامه‌ریزی شده و برای زیباسازی و معنابخشی به آن که لازمۀ اهداف مسکن است تلفیق با طبیعت و منظره‌سازی طبیعت‌گرایانه برای آن برگزیده شده است.
منظر مردمی و مسکن
۵. سه‌دری یا پنج‌دری اتاق اصلی خانه در سمت شمال حیاط است. پنجره‌های این اتاق تا کف پایین آمده و موجب ورود آفتاب زیاد به داخل اتاق می‌شود که در اقلیم مرکزی ایران مزاحم است. علی‌رغم این نتیجه، معمار ایرانی اصرار زیادی بر حفظ ارتفاع بلند پنجره‌ها دارد. برای حل مسئلۀ ناشی از بزرگ‌شدن پنجره‌ها، تابش‌بند را ابداع کرده است تا با عمق‌بخشیدن به پنجره، از ورود مستقیم آفتاب به داخل جلوگیری کند. این اصرار متناقض (پارادوکسیکال) برای چیست؟ اگر آفتاب اقلیم گرم در این سمت حیاط مزاحم است چرا روزن‌ها حداقلی نشده است؟ زیرا منظرۀ حیاط از داخل اتاق برای کسی که بر زمین نشسته و به دیوار روبه‌رو تکیه کرده، «حال»آفرین است. پنجره در این اتاق قاب منظر است و نه نورگیر. پنجره بخشی از منظر حیاط را تحت زاویه‌ای خاص پیش چشم اهل خانه فراهم می‌کند و به این ترتیب تفسیری خاص از منظر، که خاطرۀ مشترک ساکنان را می‌سازد، را روایت می‌کند.
۶. آسمان خانه سهمی اساسی در درک «حال» مسکن دارد. منظر آسمان در طول روز آبی شفافی است که با لبۀ پیوستۀ حیاط قاب شده است. آبی دل‌انگیزی که در قابی خاکی رنگ جای گرفته و با کاشی‌های لاجوردی دندانه‌ای در لبۀ آجری دیوار حیاط رسوخ کرده است. سیمای شبانۀ آسمان با جشن ستارگان و منظر بی‌نهایت آن در زمینۀ لاجوردی تیره صحنۀ ناب دیگری است که «حال» خانه را می‌آفریند. قاب متصل دیوارهای حیاط با محصوریت کامل آن که جز آسمان هیچ چیزی از پس آن پیدا نیست، منظری اتفاقی نیست. آن‌گاه که مهتابی بدنۀ حیاط را در قسمتی از آن عقب‌تر می‌برد لازم می‌آید تا دیوار گرد آن ارتفاعی بگیرد تا قاب آسمان دچار شکست نشود و همچون حیاط، هندسه‌ای کامل داشته باشد.

۷. تزئینات خانه، هم‌چون سایر عناصر معماری ایرانی نقش طبیعت است بر دیوارها؛ طبیعتی که حامل معناست و وجودش در فضای خانه آرامش و برکت می‌آورد. رنگ آبی برگرفته از آسمان و نقش گل‌ها و گیاهان اسطوره‌ای و محیطی دامنۀ منظر را تا قلب خانه می‌کشاند.

مسکن امروز مردمانی که هزاران سال در خانه‌های با«معنا» و با«حال» زندگی کرده‌اند به سرپناهی حداقلی بدل شده است. برخی این عارضه را در ذات شکل آپارتمان و خانه‌های بلندمرتبه می‌دانند. اما نمونه‌های زیادی را در دنیا می‌توان یافت که آپارتمان‌های مجتمع مسکونی متناسب با شرایط خود فضاهای فراغتی در ارتفاع پدید آورده‌اند که به مسکن روح می‌بخشد و آن را از خوابگاه ممتاز می‌سازد. تجربۀ معماری ایران به گواهی مختصری از فرهنگ خانه‌سازی که شرح آن آمد، پشتوانۀ خوبی است که سازندگان، مدیران و تصمیم‌گیرندگان انبوه‌سازی مسکن با بهره‌گیری از آن خانه‌هایی بسازند در خور انسان و زندگی معنوی او.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

نسبت معماری با تکنولوژی

نسبت معماری با تکنولوژی

بردار علم و هنر در دورۀ سنت بر هم منطبق بود و هنرها قهراً واجد صفات علمی هم می‌شدند. از این روست که معماری سنتی هم شاهکار هنر شناخته می‌شود و هم شاهکار تکنولوژی که هر دو به دست یک نفر محقق می‌شد