پارادوکس دانه‌درشت‌ها، نگاهی به طرح توسعۀ دانشگاه تهران

در بافت‌های شهری اراضی بزرگی به صورت بایر یا دارای کاربری واحد وجود دارد که در طی دوران شکل‌گیری شهر به شکل یک دانۀ درشت در میان بافت متراکم اطراف دیده می‌شود. این اراضی به دلیل ماهیت یکپارچه و غیرقابل‌نفوذ خود اجازۀ سرایت شبکه‌راه‌های شهری و پدید‌آمدن کاربری‌های گوناگون، مانند آنچه در بقیه شهر رخ داده، را به بافت شهری نمی‌دهند. در نتیجه در میان بافت متعارف شهری، که دارای دانه‌بندی همگن و خرد است، دانه‌های درشتی پدید می‌آید که نقش مهمی در ادراک شهروندان، کارکرد و منظر شهر و همچنین روابط اجتماعی ساکنان محدودۀ خود دارد؛ دانه‌درشت‌ها اغلب با دیواری صلب و طولانی خود را از محیط جدا می‌کنند، معابر منتهی به آنها بن‌بست است، از نظر ادراکی به قلعه‌های رازآمیزی می‌ماند که جز خواص کسی به آنها راه ندارد، در برابر همۀ تحولات شهر غیر‌قابل‌انعطاف است، با اطراف خود تعامل ندارد و بسیاری صفات دیگر که از آنها یک گونۀ خاص شهری را پدید می‌آورد.

سؤال اساسی
در پی گذشت زمان و تغییراتی که در نحوۀ زندگی و فعالیت شهر پدید می‌آید اراضی مذکور یا کارکرد گذشتۀ خود را از دست می‌دهند یا مدیریت شهری به خروج آنها از شهر و تغییر کاربری اراضی تمایل پیدا می‌کند. در بسیاری از مواقع تصمیم‌گیران و مدیران شهری تحقق آرمان‌های بلندپروازانۀ خود را در هیبت دانه‌های درشت می‌بینند؛ حتی اگر این آرمان‌ها با نیازهای واقعی توسعۀ پایدار شهری انطباق نداشته باشد. از نگاه برنامه‌ریزان، دانه‌های درشت شهری فرصت‌هایی برای توسعۀ پایدار و تحقق عدالت اجتماعی است؛ در حالی که برای مدیران شهری الزاماً این‌طور نیست. دوگانگی در تعریف نقش دانه‌درشت‌ها که فرصتی برای شهر است یا مدیریت شهری، پارادوکس بحران‌ساز بسیاری از شهرهاست. ظرفیت نهفته در اراضی مذکور این امکان را به وجود می‌آورد که هر طرحی برای آنها در تبلیغات عمومی مقبولیت داشته باشد؛ علی‌الخصوص آنکه با فضای سبز نیز آمیخته شود تا قابلیت توجیه افکار عمومی را دارا باشد.

پارادوکس دانه‌درشت‌ها، نگاهی به طرح توسعۀ دانشگاه تهران
بررسی یک نمونه
دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ در محل فعلی آن که در آن زمان لبۀ شهر و جهت اصلی توسعۀ تهران بود، مکان‌یابی و تأسیس شد. پیش از آن دانشسرای عالی در باغ نگارستان، تفرجگاه متروک فتح‌علی‌شاه استقرار یافته بود. دانشسرای عالی (که نام جدید آن دانشگاه گذاشته شد) کاربری جدیدی بود که سابقه‌ای در معماری سنتی ایران نداشت. طبعاً مکان‌گزینی آن در شهر نیز فاقد سابقه و سنت برآمده از هنجارهای شکل‌یابی شهر ایرانی بود.
ارتباط با غرب و ظهور دنیای مدرن ایرانیان را ناگزیر از ایجاد دانشگاه کرده بود. اولین معیار برای مکان دانشگاه، ناظر به اندازۀ آن (که محل وسیعی را طلب می‌کرد) بود. انتخاب یکی از قصرهای سلطنتی در مرکز شهر عصر خود، نیز از اهمیت معنوی آن در ذهن تصمیم‌گیرندگان حکایت می‌کند.
انتخاب محل فعلی دانشگاه تهران نیز حاکی از تداوم همان معیارهاست. تفاوت در اندازۀ دانشگاه جدید است که برای تهران آن روز، بزرگ به نظر می‌رسید. گروهی در تمجید این اقدام، آینده‌نگری و اهمیت دانشگاه در نظام تصمیم‌گیری دوران پهلوی اول را نتیجه می‌گیرند. نتیجۀ قهری این استنتاج آن است که دانشگاه هرچه بزرگ‌تر باشد، بهتر است.
در دهه‌های میانی عمر دانشگاه، بر حسب نظام رایج آموزش عالی و پدید‌آمدن رشته‌های جدید، دانشکده‌های تازه‌ای به دانشگاه اضافه شد. مکان‌یابی آنها به طور پراکنده و در نقاط مختلف شهر بود. این رویه محدوده‌های بیشتری از شهر را تحت تأثیرات فرهنگی دانشگاه قرار می‌داد.
در دهۀ هفتاد، مدیریت دانشگاه تهران، بدون توجه به ابعاد پیچیدۀ مسئله، توسعۀ دانشگاه را معادل افزایش اندازه آن انگاشته و چون زمینی در محدودۀ شهر برای این هدف موجود نبود، تصمیم به انتقال دانشگاه به چیتگر گرفت. مخالفت دانشگاهیانی که در جریان این تصمیم بودند به بررسی علمی موضوع در قالب یک طرح پژوهشی انجامید. نتایج این طرح گواه دو نکته اصلی بود: ۱. دانشگاه (در وضعیت آن روز) از کمتر از ۵۰ درصداز ظرفیت خود بهره می‌گرفت. ۲. اکثریت بزرگی از دانشگاهیان با انتقال دانشگاه به خارج از شهرمخالف بودند. علت این مخالفت تأکید بر نقش اجتماعی دانشگاه و ضرورت تعامل دانشگاه و جامعه ابراز شده بود.
دشواری‌های انتقال دانشگاه به خارج شهر، عدم حمایت دولت از این تصمیم و مخالفت دانشگاهیان، مدیریت وقت دانشگاه را از تصمیم خود منصرف کرد. اما تصور کوچک‌بودن دانشگاه و یکی‌انگاشتن اندازۀ فیزیکی آن با توسعۀ دانشگاه، موجب شد تا طرح توسعۀ دانشگاه تهران در محیط پیرامونی در دستور قرار گیرد.
ارتقای مقام رئیس قبلی دانشگاه به معاون اولی رئیس جمهور، زمینۀ تحقق آرزوی دیرین را فراهم کرد. وی از وزیر مسکن خواست تا طرح توسعۀ دانشگاه را در شورای عالی شهرسازی تصویب کند، وزیر به این موضوع اعتقاد نداشت در نتیجه اداره جلسه مربوط به این خواسته را به معاون خود واگذار کرد. نهایتاً طرح توسعه دانشگاه تهران در پیرامون خود که مصوبه‌ای تأثیر‌گذار در مرکز شهر است به تصویب شورای عالی شهرسازی رسید.
عدم پیش‌بینی اعتبارات لازم برای اجرای پروژه، نزدیک یک دهه مرکز شهر تهران را به بافت فرسوده و در حال تخریب بدل کرده است. در صورتی که کار با همین آهنگ ادامه یابد حداقل چهار‌دهه دیگر برای اتمام طرح لازم است. این دوره معادل عمر مفید ابنیۀ عمومی در ایران است. یعنی در حدود نیم قرن، محدوده‌ای بزرگ‌تر از دانشگاه فعلی در مرکز شهر تهران خالی از زندگی فعال شهری و به صورت کارگاه ساختمانی باقی خواهد ماند.
طی یک سال گذشته، رویکردهای جدیدی در مدیریت دانشگاهی مطرح شده است: تأکید بر خطر زلزله تهران، ضرورت سمت‌گیری دانشگاه مادر به تحصیلات تکمیلی و توسعۀ آموزش‌های پایه در شهرستان‌ها از جمله آنهاست. تحولات علم در جهان نیز بر اخذ رویکردهای جدید تأثیرگذار است. تغییر در طبقه‌بندی قدیمی علوم، ظهور دانشگاه‌های میان‌رشته‌ای، پدیدآمدن تکنولوژی‌های نو در آموزش و تغییر شیوه‌های تعلیم و تحقیق نوع، ساختار، نیاز فیزیکی و تأسیساتی و نحوۀ مدیریت دانشگاهی در جهان را پیوسته تغییر می‌دهد.
تجربۀ حضور دانشگاه در شهر و نقش اجتماعی آن برای موافقان و مخالفان این اثر، مؤلفۀ مهم دیگری است که اثر آن در سیاست‌گذاری‌های توسعۀ دانشگاه غیرقابل انکار است. مکان‌گیری بورس کتاب‌فروشی‌ها و شکل‌گیری مرکز فرهنگی و سیاسی تهران در محدودۀ دانشگاه گواه وجود ارتباط اجتماعی میان دو پدیدۀ دانشگاه و شهر است. سیاست جدید مدیریت دانشگاه در ایجاد محدودیت برای ورود به دانشگاه و کنترل شدید درهای ورودی در نوع رابطۀ دو پدیده تأثیر مستقیم دارد. در نتیجۀ این سیاست، شهروندان تهرانی، دانشگاه را که محل آموزش فرزندانشان است، بیگانه و غیرقابل دسترس خواهند پنداشت.
در نظر آوردن هم‌زمان همۀ مؤلفه‌های مؤثر بر رابطۀ دانشگاه و شهر گواه این نکته است که رسیدگی به این رابطه نمی‌تواند در حد تصمیمات پایین‌دستی باقی بماند و لازم است در سطح راهبردی به آن پرداخته شود. زیرا دانشگاه، دانه‌ای درشت در بافت شهر است که به تناسب اندازۀ فیزیکی و جایگاه معنوی خود شهر را متأثر می‌سازد.
این رابطه دربارۀ اغلب دانه‌درشت‌های شهری صدق می‌کند. پادگان‌ها، فرودگاه‌های قدیمی، مراکز صنعتی بزرگ، اراضی بایر، حریم‌های طبیعی و بسیاری اندام‌های بزرگ اندازه شهری دیگر حامل مراتبی از وجود شهر هستند که تصمیم‌گیری در مورد آنها به سازوکارهای ویژه و مشارکتی مناسب با بزرگی مسئله و در سطح راهبردی نیازمند است.

نویسنده: سید امیر منصوری/ دکتری مطالعات شهری با تخصص معماری منظر
مأخذ: ص ۴-۵ ماهنامه تخصصی منظر ، شماره هشتم ، تیر ۱۳۸۹.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

نسبت معماری با تکنولوژی

نسبت معماری با تکنولوژی

بردار علم و هنر در دورۀ سنت بر هم منطبق بود و هنرها قهراً واجد صفات علمی هم می‌شدند. از این روست که معماری سنتی هم شاهکار هنر شناخته می‌شود و هم شاهکار تکنولوژی که هر دو به دست یک نفر محقق می‌شد