تورهای داده‌محور یا تفسیرمحور: چالش راهنمایان تور

تور و گردش هر چند از جابه‌جایی و حرکت در جغرافیا شروع می‌شود اما به تنهایی مثل جسم بی‌جانی است که از جایی به جای دیگر کشیده شود. تجربه و رسیدن به معنا یکی از مهم‌ترین ابعاد برنامه‌های گردشگری است. یعنی فرد گردشگر جابه‌جا می‌شود تا چیزهای جدید و تازه‌ای را درک کند و پس از آن به فردی متفاوت تبدیل شود. بی‌جهت نیست که گفته می‌شود، تجربیات حاصل از برنامه‌های گردشگری، تأثیراتی غیرعادی و فراموش‌نشدنی در کیفیت زندگی گردشگران خواهد داشت. مفاهیم و مضامین در سفرهای طبیعت‌گردی و فرهنگی می‌تواند به خوبی در روح و جان گردشگران رخنه کند و ذهنیت و ماهیت زندگی آنها را متأثر کند.
در این میان راهنمایان تور که در نوشته‌ای از آنها با عنوان مرشدان (عوامل رشد) یا بلدها (دانایان) یاد کرده‌ام، نقش به سزایی در عمیق‌ترشدن تجربۀ گردشگران دارند. آنها راه را بلد هستند و شاید برای همین است که به آنها راه‌نما گفته می‌شود. اما بیشتر از راه، آنها نسبت به مکان‌ها، فرایندها، ویژگی‌ها و جذابیت‌های طول سفر آگاه هستند (یا حداقل باید آگاه باشند). این آگاهی توسط آنها به واسطۀ کلمات و اقدامات متفاوت، زمینۀ جذاب‌شدن سفر مسافران را فراهم می‌کند. راهنمایی که در مسیر داستان می‌گوید، راهنمایی که در مسیر سؤال ایجاد می‌کند، راهنمایی که در کنار جاذبه‌ها گردشگران را به تاریخ و حماسه دعوت می‌کند و … .
اما چالش داده‌محورشدن تورهای گردشگری چیزی است که در این سال‌ها موجب شکل‌گیری بحث‌هایی در میان اعضای گروه‌های ذی‌نفع شده است. داده‌ها شامل نقاط تکیۀ تورلیدرها بر طول عمر بنا، قطر یک ستون، تعداد درختان توری مسیر و اسم شاهان یک محدوده و موارد مشابه می‌شوند؛ چیزهایی که کمتر مسافران از گوش خود دریافت و در ذهن نگهداری می‌کنند. لیدری داده‌محور یعنی دادن محتویات بی‌کاربرد و غیر‌جذاب. وقتی به برنامه‌های آموزشی راهنمایان تور نگاه می‌کنیم، مشخص است که درس‌های جذاب و پرکاربردی برای رسیدن به کارت راهنمایی بایستی مطالعه کنند. اما تنها یک درس با نام اصول تفسیر میراث است که تفسیرمحورشدن سفرها را تضمین می‌کند. درسی که در آن تأکید بر روی داستان‌سازی و تفسیر در برنامه‌های گردشگری است. در این درس چگونگی ترکیب داده‌های مرتبط با یکدیگر آموزش داده می‌شود تا فضا، مکان یا پدیده‌ای خاص از جلوه‌های چندلایه‌تر و معنادار معرفی شود. اینکه چگونه یک گراز از جایگاه یک باغبان طبیعت و آثار آن روی حفاظت آب یک منطقه شناخته شود؟ یا اینکه چرا گراز در برخی مناطق به عنوان دشمن شناخته شده است و این دشمنی انسان با گراز چگونه روی خشکسالی منطقه تأثیرگذار بوده است؟ اینکه چگونه برنامه‌های گردشگری طبیعت و بازدید از گراز در حیات وحش یک روستا، می‌تواند روستاییان را از نظر درآمدی تضمین و از نظر محیطی تأمین کند.
مهارت داستان‌سازی و تفسیرگری با برنامه‌های آموزشی، مطالعه و ذهن خلاق قابل دستیابی است اما راهنمایان تور با مغزی تفسیرگر برای این جایگاه لازم است. همان‌طور که در صنعت هتل‌داری و خدمات افراد خدمت‌محور یا سرویس‌مایند قابل‌شناسایی است و این افراد برای خدمت‌رسانی آمادگی بهتری دارند. افراد تفسیر محور یا افرادی با ذهن تفسیری، در کیفیت زندگی گردشگران و تجربیات کسب شده اثرگذار اند.
آنچه مسلم است، ماهیت برنامه‌های آموزشی برای راهنمایان تور به اندازه‌ای است که نمی‌توان از کیفیت و کمیت آن ابراز نارضایتی کرد. چیزی که به بررسی و توسعه نیاز دارد، درست‌کردن فضاهای خلاقانه و توسعۀ نیم‌کرۀ راست مغز لیدرها و تأکید بر افراد مفسر و داستان‌ساز است. نیم‌کرۀ راست مغز جایی است که خلاقیت و نوآوری خودنمایی می‌کند و با برخی تمرینات می‌توان مهارت‌های خلاقانه را در برخی افراد افزایش داد. به نظر می‌رسد برنامه‌های تکمیلی آموزشی راهنمایان تور، بیش از اینکه نیازمند تأکید بیشتر روی داده‌های محیط زیستی یا فرهنگی داشته باشد، روی مهارت‌های ارتباطی، ذهنی و تفسیری تمرکز داشته باشد. آیندۀ تورهای گردشگری به سمتی خواهد رفت که با سرعت کم (گردشگری آرام)، بیشترین مفاهیم و مضامین را به گردشگران منتقل کند. در این میان نقش راهنمایان تورها پررنگ‌تر از هرچیز دیگری است: افرادی که هم به عنوان مترجم فرهنگی، هم به عنوان مفسر و هم به عنوان نقطۀ اتصال جامعۀ میزبان و میهمان نقش‌آفرین هستند. تورهای تفسیرمحور یک نیاز جدی برای ایجاد مزیت رقابتی و توسعۀ کسب‌و‌کارهای جدید گردشگری است که نیازمند توجه بیشتر مجریان و برنامه‌ریزان است.

https://t.me/nazarresearchcenter

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

نسبت معماری با تکنولوژی

نسبت معماری با تکنولوژی

بردار علم و هنر در دورۀ سنت بر هم منطبق بود و هنرها قهراً واجد صفات علمی هم می‌شدند. از این روست که معماری سنتی هم شاهکار هنر شناخته می‌شود و هم شاهکار تکنولوژی که هر دو به دست یک نفر محقق می‌شد