وقتی که همه چیز نو می شود

نوروز، مهمترین سنت باستانی ایرانیان است. جشنی که به مناسبت بهار و آغاز سال جدید برپا می شود. در این ایام مردم و شهرها شکل تازه ای بخود می گیرند. علاوه بر نو شدن طبیعت، شهرها و خانه ها و پوشش مردم نیز نو و تازه می شود. این رویداد، منظر شهرهای ایران را در آغاز هر سال دگرگون کرده و منظره ای بوجود می آورد که بدون دخالت هیچ عامل بیرونی (دولت، قوانین، مدیران شهری و…) یکپارچه و هماهنگ می نماید.

هنگامی که هر یک از شهروندان تصمیم به خانه تکانی محل سکونت خود می گیرد به ناگاه بخش عمده ای از شهر بصورت کاملاً نامحسوس نو و تازه می شود از سوی دیگر مدیریت شهرها نیز همراه با آغاز بهار به پاکیزه کردن شهر و رنگ تازه بخشیدن به آن اقدام می کنند. بدین گونه شهر پاک و تازه می شود و منظر آن دگرگون می گردد. اما این تنها بخشی از ماجراست که بیشتر به جنبه کالبدی اشاره دارد.

شهروندان بخش دیگری از شهر هستند که خودشان و فعالیت هایشان قسمتی از شهر را رقم می زنند که غیر کالبدی و سیال است. جالب آنکه در نوروز این دو نیز تغییر می یابد.
وقتی که مردم به مناسبت سال نو، چهره آراسته کرده و لباس نو بر تن می کنند و برای دید و بازدید از این خانه به آن خانه روز را به شب می رسانند بدیهی است که منظر شهر ها تفاوتی چشمگیر می کند. از سوی دیگر مسافرانی که برای گذران تعطیلات به شهری آمده اند نیز به واسطه وضعیتی که در شهر به عنوان مهمان دارند و فعالیت هایشان که عمدتاً بازدید از مکانهای دیدنی شهر و بازار های آن است، چهره جدید به فضاهای شهری می بخشد.

از کنار هم قرار عوامل فوق این نکته قابل تامل است که یک آیین اجتماعی کهن، چگونه نقشی بسزا در منظر شهر های ایران ایفا می کند و ما به عنوان شهروندان و یا مدیران شهری تا چه اندازه نسبت به این موقعیت استثنایی برای ساماندهی به منظر شهری غافل هستیم.

نباید فراموش کرد که پدیده ای به این گستردگی هیچگاه از طریق دستورالعمل ها و قوانینی که به شهروندان ابلاغ می شود بدست نمی آید. حتی مدیریت شهری نیز توان انجام آن را در این مقیاس ندارد. بنابراین بصورت کاملاً خودجوش، مردمی و بسیار نرم و نامحسوس، شهر و شهروندان نو می شوند.

آداب و رسوم جامعه در شکل دادن به منظر شهری و تصور ذهنی ما از شهر نقش مستقیم دارد. هرچند به واسطه تکرار این آداب در هر سال (مثلاً نوروز) برای ما امری بدیهی جلوه می کند ولی با کمی دقت در می یابیم که چه اتفاق فرخنده ای است که بصورت کاملاً پایدار، منظر شهری ما از یک امر اجتماعی متاثر می شود.

یک نمونه:
شیراز در ایام نوروز بسیار متفاوت با سایر روزهای سال است. به واسطه افراد متعددی که این شهر را به عنوان مقصد مسافرت خود انتخاب می نمایند، جمعیت فراوانی از مسافران نوروزی در شهر به چشم می خورد. حضور آنها در فضاها و مکانهای مختلف باعث شکل گیری تصویر جدیدی از آن مکان می شود. بدین گونه منظر شهر بویژه در بخش های آثار تاریخی دچار تغییرات عمده ای می شود. حتی به نظر می رسد که حضور با انگیزه مردم در فضا، باعث طراوت و شادابی محیط گردیده است.

مقایسه دو تصویر از بازار وکیل در نوروز و در یکی از روزهای عادی سال گویای بخشی از این تفاوت است.

بخش اول: وقتی که همه چیز نو می شود.
در حالی که هر دو تصویر مربوط به یک مکان در ساعت ۱۲:۳۰ ظهر است، اما در هنگام نوروز، حضور بیشتر مردم در فضا، رنگهای شاد و متنوع حجره ها، وجود افراد غالباً مسافر و بسیاری دیگر از عناصر محیط دست به دست هم داده اند تا تمایزی آشکار با اوقات دیگر سال داشته باشد.

بدین گونه نقش فرهنگ و سنت های اجتماعی، مردم و زمان در شکل گیری منظر بازار وکیل اگر بیشتر از معماری و کالبد آن نباشد بدون شک کمتر نیست.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

دانشگاه و شهر

دانشگاه و شهر: فضای شهری، نشانۀ شهری و سردرها

علی‌رغم آنکه سردر دانشگاه تهران در سال1346 ساخته شد اما این رویکرد به طراحی ورودی دانشگاه‌ها استمرار نیافت. از معدود موارد ساخته شده می‌توان به سردر ورودی دانشگاه علم و صنعت در سال 1385 اشاره کرد.