مصاحبه با سیمین لک پور از اولین زنان باستان‌شناس

به گزارش خبرنگار ایلنا، سیمین لک‌پور متولد ۱۳۳۲ است. او در دورۀ دبیرستان در رشتۀ طبیعی تحصیل کرد و در سال ۱۳۵۱ وارد دانشگاه تهران شد. سال نخست را عمومی خواند و بعد از آن با باستان‌شناسی آشنا شد و این رشته را برای تحصیل انتخاب کرد. وقتی از او می‌پرسیم؛ چه چیز باستان‌شناسی برایتان جذاب بود که این رشته را برای تحصیل انتخاب کردید؟ می‌گوید: «همه‌چیز باستان‌شناسی برایم جذاب بود. تا حد زیادی به کنجکاوی انسان پاسخ می‌دهد و این حس را تأمین می‌کند. انسان معمولاً دوست دارد به دنبال چیزهایی برود که از آن اطلاع زیادی ندارد و برایش گنگ است. من نیز به دنبال کشف چیزهایی بودم که برایم مخفی مانده بود».

مصاحبه با سیمین لک پور از اولین زنان باستان‌شناس

در کاوش‌های متعددی همچون هرمز، ری، شوش، ‌الموت، بررسی ابرکوه حضور داشت که در این میان کاوش در تپۀ زیویه و دره‌شهر (رحلی) ازجمله مهم‌ترین فعالیت‌هایی است که در کارنامۀ او ثبت شده است. بعد از بازنشستگی با دانشگاه کازرون فعالیت خود را ادامه داد و سرپرست هیأت‌های کاوش در این منطقه بود. در حال حاضر بیش از ۱۳ سال از بازنشستگی لک‌پور می‌گذرد و جامعۀ باستان‌شناسی هیچ سراغی از او نمی‌گیرد این درحالی است که او حرف‌های ناگفتۀ زیادی از باستان‌شناسی و کشفیات ابرکوه دارد. ایلنا به سراغ او رفت تا از زیویه و دره‌شهر و آثار تاریخی ابرکوه برایمان بگوید.

از دره‌شهر و کشفیاتی که از کاوش در این منطقه به‌دست آوردید، برایمان بگویید.

دره‌شهر، یک شهر اوایل اسلامی بود. مهم‌ترین نکته‌ای که درخصوص این شهر مطرح است این است که قبل از انجام کاوش ما در منطقه، گروهی برای گمانه‌زنی به منطقه رفته بودند و آن را به عنوان شهر ساسانی معرفی کرده‌ بودند. بعد از حفاری و مدارکی که به‌دست آوردیم، متوجه شدیم این شهر متعلق به اوایل اسلام و ازجمله پادگان‌های دفاعی بود که در اواخر دورۀ بنی‌امیه به دلیل ترس اعراب از هجوم ایرانی‌های مرکزی، در حاشیۀ غربی ایران ساخته شد و این پادگان کم‌کم به شهر تبدیل شد؛ از قضا در طول تاریخ، شهر تبدیل به یکی از شهرهای بزرگ دروۀ اسلامی می‌شود که تا دورۀ عباسی نیز رونق داشت. این شهر در حدود قرن سوم هجری بر اثر زلزله‌ای عظیم ویران شد و بعد از آن روی محوطه ساخت و ساز انجام نشد.

دره‌شهر یکی از شهرهای استثنایی است که بعد از آنکه زندگی در آن به اتمام رسید دیگر ساخت و ساز روی آن انجام نشد. اگر اجازه می‌دادند تا کاوش و حفاری در منطقه ادامه پیدا کند و می‌توانستیم این شهر را از زیر خاک بیرون بیاوریم؛ قطعاً الگوی بی‌نظیری از شهرهای اوایل اسلام که مطمئناً نمونۀ شهرهای ساسانی است چراکه از معماری آن‌ها برداشت داشتند، بدست بیاوریم.

با وجود آنکه در کاوش‌های خود در دره‌شهر به اسناد و معماری‌های جالب توجهی دست پیدا کردیم اما سازمان میراث فرهنگی بعد از مدتی کار را متوقف کرد و دیگر اجازه نداد کاوش در منطقه انجام شود و من چرایی آن را نمی‌دانم.

از منطقۀ دره‌شهر که حدود ۱۲۰‌هکتار بود فقط  یک خانۀ اربابی را حفاری کردیم، مسجد و یک خیابان پیدا کردیم و در حال انجام بقیه کار بودیم که در سال ۱۳۸۲ کار نیمه‌کاره متوقف و رها شد.

در حفاری و کاوش در زیویه نیز حضور داشتید. این سایت تاریخی یکی از معروف‌ترین سایت‌های تاریخی ایران است که حرف و حدیث‌های زیادی نیز حول محول آن مطرح می‌شود. از آنچه که در کاوش‌های خود در زیویه بدست آوردید، برایمان بگویید. چه داستان‌هایی در زیویه نهفته بود؟

زیویه یک بنای متعلق به اوایل هزاره اول قبل از میلاد است که براساس تاریخ، این منطقه در زمرۀ فرامان‌روایی اقوام مانایی بود. بعد از حضور اقوام ماد و تسلط بر منطقه،‌ این قلعه را محل استقرار خود می‌کنند. این قلعه دارای معماری زیبایی است. نخست آنکه دیوار بندی آن، آنگونه که ما عمل می‌کنیم و تیغه می‌‌کشیم نیست بلکه با سکوبندی بسیار بزرگ خشتی، شیب تپه را گرفته‌اند و توانسته‌اند فضاهایی ایجاد کنند. به این وسیله ساختمان مطبقی به‌وجود آمده که آثار و شواهد آن را به صورت تصویری در نقوش آشوری می‌توانیم ببینیم که پادشان آشور بعد از فتح قلمروهای ماد، روی صفحات خاصی نقش کرده‌اند. این بنا شامل راه‌پله‌ای‌ست که شرق تپه را طی می‌کند و به رأس تپه می‌رسد.

در جبهۀ غربی تپه، پاستون‌هایی پیدا کردیم که بقایایی از ستون‌های مدور را داشت. آثاری از چگونگی سقف نداریم. فرض بر آن است که مانند تخت جمشید، سقف این فضا و تالار آن با چادر پوشیده شده بود. البته تعدادی انبار آذوقه نیز پیدا کردیم که در کف آن دانه‌های ارزن و گندم وجود داشت.

در منابع آمده است که در سال ۱۳۲۵ حفاری‌های غیرمجاز متعددی در تپه زیویه اتفاق افتاده است که در نهایت شاهد خروج تعداد زیادی از اشیای تاریخی و زرین بودیم. از آنچه بر زیویه گذشته است، برایمان بگویید.

برای نخستین بار در سال ۱۳۵۶ بود که به عنوان کارآموز برای کاوش به تپۀ زیویه رفتم. تا جایی که اطلاع دارم و براساس شینده‌هایم می‌توانم بگویم که این تپه ازجمله املاک خان ده زیویه بود و او یک قبر در این منطقه پیدا می‌کند که مملو از اشیای زرین بود. کارشناسان احتمال می‌دهند که این قبر سکایی بود البته آثاری که در این قبر به‌دست آمده است با هنر سکایی همگونی دارد. وقتی این خبر پخش می‌شود، قاچاق‌چی به نام ایوب رب‌نو که شنیده‌ام کلیمی بود، با خان ده قرارداد می‌بندد و درصدد حفاری‌های تجاری برمی‌آید. البته در حفاری‌های باستان‌شناسی که آغاز کردیم شاهد آسیب‌های فراوانی بودیم که حفاری‌های غیرمجاز و تجاری به تپۀ زیویه وارد کرده بود.

حدود سال ۱۳۵۵ بود که حفاری تجاری گنج‌یابان را تعطیل می‌‌کنند و حفاری‌های علمی در منطقه آغاز می‌شود. البته با پیروزی انقلاب اسلامی، حفاری‌های باستان‌شناسی متوقف شد و از حدود سال ۱۳۷۳ این کار از سر گرفته شد و از سال ۱۳۷۸ من به عنوان سرپرست هیأت کاوش به منطقه اعزام شدم.

از آنجا که از سال ۱۳۲۸ تا مدت‌ها شاهد حفاری در تپۀ زیویه و قاچاق اشیای آن بودیم از این رو حین حفاری علمی موفق نشدیم شیء خاص یا زرین در کاوش‌ها پیدا کنیم. فقط اطلاعاتی درخصوص معماری و شواهد تاریخی که به‌دست آوردیم می‌توانیم تاریخ‌گذاری کنیم.

با توجه به آنچه که در تپۀ زیویه به‌دست آوردید، معماری این منطقه برای بخش دفاعی مورد استفاده قرار می‌گرفت یا سکونت‌گاه بود؟ آیا آیین و مذهب خاصی داشتند؟

معتقد هستیم که این بنا می‌تواند دفاعی و مسکونی باشد. از آنجا که اطلاعات درستی از آیین‌ها و مراسم‌ دورۀ مادها در دست نداریم از این رو چیز خاصی در این خصوص نمی‌توانیم بگوییم. از دورۀ مادها، خط به‌دست نیامده و نمی‌توانیم از دین و مذهب و آیین آنها سخن بگوییم. از آنجا که ماد‌ها اتحادیۀ بزرگی شامل اقوام مختلف بود ممکن است در آن دوره شاهد ادیان مختلف بودیم اما سندی از این مهم در اختیار نداریم. سفال‌ها نیز در بیشتر موارد ساده بودند و آنچه که از نقوش روی آن می‌توان به‌دست آورد، بیانگر آیین خاصی نیست.

در اوایل دهۀ ۸۰ بود که خبرهایی از سرگردانی گروهی از باستان‌شناسان در ارتفاعات دینار کوه استان ایلام منتشر شد. براساس این خبرها گروهی از باستان‌شناسان که از قضا شما نیز یکی از آنها بودید، برای مطالعه و برآورد میزان خسارت وارده به یک غار تاریخی که گفته می‌شود مورد هجمۀ حفاران غیرمجاز و افراد سودجو قرار گرفته به منطقۀ آبدانان سفر کردید و در نهایت در کوه‌های منطقه گم شدید. از آن ماجرا و غار تاریخی که برای بررسی آن رفته بودید بگویید.

در آن زمان از ادارۀ میراث فرهنگی نامه‌ای به مجموعۀ ما زده شد که در غار‌ منطقۀ آبدانان حفاری‌های غیرمجاز انجام شده و درخواست کردند تا گروهی برای بررسی برود. پس از آنکه به دامنه دینار‌کوه رسیدیم از کوه بالا رفتیم تا به غار رسیدیم. حین بررسی و اتمام کار بود که متوجه شدیم راهنما و مأمور حراستی که برای مراقبت و راهنمایی ما آمده بودند، وسط راه ما را تنها گذاشتند و گروه در بی‌آبی و بی‌غذایی راه را گم کرد. آن زمان تازه موبایل آمده بود و خوش‌بختانه خط داد و توانستیم به نیروی انتظامی خبر دهیم که به دنبال ما بیایند.

نتایجی که از کاوش در غار به‌دست آمد آن چیزی نبود که به ما گزارش شده بود. چرا که زاگرس و آبدانان به لحاظ زمین‌شناسی دارای لایه‌های آهکی است. این لایه‌ها بر اثر بارندگی حفره‌هایی در آن ایجاد می‌شود. از آنجا که منطقه کوچ‌رو و عشایرنشین است از این رو برخی مواقع در غارها و کوه‌های منطقه پناه می‌گیرند و آثاری که در آنجا پیدا کردیم نیز در این زمینه بود و شیء تاریخی کشف نکردیم.

طی سال‌هایی که به عنوان باستان‌شناس برای کاوش به مناطق مختلف می‌رفتید آیا شیء خاصی که برایتان جالب توجه بوده باشد، کشف کردید؟

به نظر من همۀ اشیایی که در کاوش‌ها پیدا می‌کنیم خاص هستند. اما اولین گچ‌بری که در دره‌شهر پیدا کردم از ذوق آن شب تا صبح خوابم نبرد.

یکی از خاطرات فراموش‌نشدنی که در خصوص حضور خانم‌ها در عرصۀ باستان‌شناسی دارید را برایمان تعریف کنید.

یکی از کارهایی که باید در مراحل آغاز کاوش انجام دهیم،‌ جاروکردن محوطه است. البته این جارو کردن یکی از مراحل تخصصی است که باید در کاوش مورد توجه قرار گیرد. زمانی که کار را آغاز کردیم،‌ آقایانی که با گروه همراه بودند می‌گفتند جارو‌کشیدن کار مردها نیست و خانم‌ها باید این کار را انجام دهند. زمان زیادی طول کشید تا بتوانیم به آنها بقبولانیم که جارو‌کشیدن بکی از مراحل و کارهای فنی باستان‌شناسی است و ربطی به زن یا مرد بودن ندارد. اما در کل می‌توان گفت مردم رفتار بهتر و مناسب‌تری نسبت به ارگان‌های دولتی از خود نشان می‌دهند. مردم خیلی خوب هستند.

شاید یکی از معروف‌ترین آثار طبیعی که توانسته ابرکوه را مشهور کند، سرو ابرکوه باشد اما درخصوص آثار تاریخی و باستانی این منطقه اطلاعات چندانی در دست نیست.

هرچه از ابرکوه برایتان بگویم مانند روضه‌خوانی می‌شود چراکه داستانی بسیار غم‌انگیز دارد. ابرقو، شهری بسیار غنی از آثار تاریخی است اما هیچ‌کس به سراغ آن نرفته و کسی دربارۀ باستان‌شناسی آن چیزی نمی‌داند. این شهر از نظر داشتن آثار تاریخی متعدد بسیار عجیب و غریب است و در عین حال از نظر معرفی و شناسانده‌شدن بسیار مهجور است.

باستان‌شناسی کشور به این منطقه رسیدگی نکرده است این درحالی است در این منطقه از قبرستانی که در آن ساختمان‌سازی می‌کردند و کلۀ اسکلت‌ها روی دیوارهای آن مشخص بود گرفته تا معماری ایلخانی و تیموری وجود دارد اما مورد توجه قرار نگرفته است. کسی به حرف‌های ما گوش نمی‌دهد. در آن زمان وقتی گزارش کاوش را به ریاست میراث فرهنگی یزد دادم، به این نکته اشاره داشتم که باید کاوش اضطراری در منطقه انجام شود و اگر این کار انجام نشود، این آثار نابود می‌شود. با این وجود هیچ‌کس توجه نکرد.

آثاری از کارگاه شیشه‌گری پیدا کردیم که روی آن جاده کشیدند، مسجد ایلخانی پیدا کردیم که نصف آن را بریده بودند و تیرآهن به جای آن می‌زدند. یک مقبرۀ تیموری پیدا کردیم که آن را به انباری برای نگهداری اشیا تبدیل کرده بودند. آنها معتقد بودند مسجد را مرمت می‌کنند درحالی‌که هیچ نظارتی از سوی میراث فرهنگی روی کار آنها وجود نداشت.

تا آنجا که اطلاع دارم قرار بود در کاوش نجات‌بخشی درۀ سیمره نیز حضور داشته باشید. در آن زمان چه اتفاق‌هایی افتاد؟

قرار بود مرا به این منطقه اعزام کنند؛‌ حتی چمدانم را بستم و آمادۀ حرکت به سمت سیمره بودم اما به یک‌باره گفتند که نه نمی‌خواهد که بروی و دلیل این تغییر را هم نمی‌دانم.

منبع: ایلنا

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

ممنوعیت نمای رومی ؛ پیروزی یا قبول شکست؟

هر از چند گاهی خبر می‌رسد که در برخی شهرها استفاده از نمای رومی ممنوع گردیده است. عده ای از معماران و دانشجویان از تصویب این گونه ممنوعیت‌ها استقبال می‌کنند