تاریخ استفاده از نام تهران

نام تهران با تاریخ قاجار برای بسیاری از مردم شناخته شده است. پوشاک آن دوره را لباس محلی‌اش و زبان مردمش را فارسی می‌دانیم و دربارۀ خوراک بومی و سوغاتی تهران هم اطلاعات حداقلی داریم. اما بر اساس اطلاعات موجود در برخی منابع، تهران، از زمانی که یک روستای کوچک بوده، ساکنان فرهیخته‌ای داشته؛ شهری که یک روز در سال (۱۴ مهر ماه) را به نامش کرده‌اند.

به گزارش ایسنا، شاید کمتر کسی تصور می‌کرد، تهران که محلی به عنوان شکارگاه پادشاه صفوی یا روستایی کوچک بود، در مدت زمان کوتاهی به یکی از کلان‌شهرهای بزرگ دنیا، سومین کلان شهر پرجمعیت خاورمیانه و یکی از محروم‌ترین استان‌های ایران تبدیل شود.

به اعتقاد بسیاری از مسؤولان، استان تهران در مقایسه با حجم، گستردگی و امکاناتی که در اختیار دارد و در بخش‌های مختلف از‌جمله سرانۀ فضاهای ورزشی، آموزشی و بهداشتی و درمانی یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور است.

در حال حاضر تهران، روستایی که اسم درخت‌های انار و چنار آن در بسیاری از کتاب‌های خاطرات سیاحان خارجی آمده است، در بخش آسیب‌های اجتماعی، بافت‌های فرسوده، حاشیه‌نشینی و همچنین آب و آلودگی هوا زبانزد خاص‌و‌عام است.

علیرضا زمانی، کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی، دربارۀ تهران قدیم به ایسنا، می‌گوید: «تهران از زمانی که در دوران قاجار به‌عنوان پایتخت انتخاب می‌شود، اهمیت بسیاری پیدا می‌کند. با آنکه ما از تهران دورۀ صفوی نیز اطلاعات کمی داریم اما نشان می‌دهد این منطقه فرهنگی و کمی هم مذهبی بوده است».

او با بیان اینکه در منابع مکتوب کمتر دربارۀ فرهنگ، خوراک و پوشاک مردم تهران اشاره شده است، اضافه می‌کند: « نام تهران برای نخستین‌بار در قرن دوم و سوم هجری قمری با اسم عالمانی چون «ابوحماد طهرانی» آمده است. اولین استنادات ما به تاریخ تهران به ‌نام این عالم دینی برمی‌گردد. همراه اسم عالمی به نام «ابو عبدالله جامورانی» که اهل منطقۀ جماران در شمیران بوده است نیز به نام تهران اشاره شده است. در تاریخ دولاب نیز قبل از ابوحماد طهرانی، نام بزرگان علمای و فرهنگی بسیاری مثل «ابوبشر دولابی» مورخ ایرانی دیده می‌شود. نشانه‌های وجود نام تهران در تاریخ با این افراد مشخص می‌شود و هر‌چه پیش می‌رویم این نشانه ها نیز بیشتر می‌شود».

این پژوهشگر به «محمد‌بن‌جریر طبری» نیز اشاره می‌کند که در کتاب تاریخ معروف طبری که یکی از مهم‌ترین منابع قرون اسلامی است آمده، در دوره‌ای از منطقۀ ری به منطقۀ دولاب می‌آمده تا در کلاس درس برخی استادان علمی آن زمان کسب دانش کند.

زمانی ادامه می‌دهد: «همچنین گفته می‌شود خواجه نظام‌الملک، وزیر دورۀ سلجوقی، هر دو هفته یک‌بار برای کسب علم به کلاس‌های درس «ابوجعفر دوریستی» می‌آمده است. دوریست که محله طرشت فعلی را دربرمی‌گرفته، پایگاه فرهنگی_علمی مهمی در آن زمان بوده است و ابوجعفر دوریستی نیز از خاندان حذیفه‌ابن یمان، یکی از یاران سحابی پیامبر بوده است. مقبرۀ شیخ عبدالله طرشتی نیز که از نوادگان اوست در طرشت وجود دارد».

«انار» اولین محصولی که از تهران نام برده شده

او بیان می کند: «اولین بار انار تهرانی به عنوان محصولی که خیلی قابل‌توجه بوده در فارسنامۀ ابن‌بلخی مطرح می‌شود. انار خاص تهران و ری بسیار مرغوب بوده و محصولی مختص باغ‌های اطراف تهران بوده. البته به انار تهران در منابع دیگر نیز اشاره شده است».

این کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی می‌گوید: «یکی از هدف‌های اصلی «پیترو دلاواله» جهانگرد ایتالیای قرن ۱۶ که در دوره صفویه به ایران سفر می‌کند، این بوده که با کمک شاه‌عباس بتواند علیه عثمانی‌ها وارد جنگ شوند زیرا آن زمان عثمانی‌ها مشکلات بسیاری برای مسیحیان به وجود آورده بودند».

جهانگردی که از او در تهران با گوشت اسب پذیرایی می‌کنند

زمانی ادامه می‌دهد: «این جهانگرد در خاطراتش اولین‌بار از چنار تهران نام می‌برد و می‌گوید تهران چنارهای بسیار بزرگی دارد که دو نفر باید دست‌هایشان را به هم بدهند تا بتوانند یک درخت  چنار را در آغوش بگیرند. این در حالی است که آن زمان چنارهای تهران چندان بزرگ نبوده‌ و قدیمی‌ترین چناری که هشت سال پیش در کتاب «محلۀ ما» معرفی شد، در یکی از باغ‌های کن موجود است و حدود هفت مرد باید دست‌هایشان را به‌یکدیگر بدهند تا بتوانند این درخت را در آغوش بگیرند. دلاواله در خاطراتش از باغ‌های تهران تعریف می‌کند و می‌گوید باید نام تهران را شهر چنارها نامید».

او هم‌چنین به سیاحان و جهانگردان دیگری که از تهران گذر کرده‌اند، اشاره و بیان می‌کند: «در دوره‌های قبل‌تر سیاح دیگری به نام «کلاویخو» که سفیر اسپانیا هم بوده است نام تهران را برده است و می‌گوید «این شهر چندان بزرگ نیست و یک مقر حکومتی دارد». یک شب از او در تهران با گوشت اسب پذیرایی می‌شود. البته گوشت اسب مختص تهران نبوده است. معمولاً خان‌های مغول بنا به رسم خودشان از مهمان‌هایشان با گوشت این حیوان پذیرایی می‌کردند».

این پژوهشگر اظهار می‌کند: «دربارۀ فرهنگ، پوشاک و خوراک تهران اطلاعات چندانی در منابع ذکر نشده اما بارها به این موضوع که تهران آب‌و‌هوای چندان خوبی نداشته و گرم بوده است اشاره شده که ییلاقات شمیران جبران این آب‌و‌هوای بد را می‌کرده است».

زمانی همچنین به ری که یکی از بزرگترین و با عظمت‌ترین شهرهای باستان بوده است، اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «ری در دوره‌های اسلامی حداقل تا قبل از حملۀ مغول یکی از بی‌نظیرترین شهرها بوده است. یکی از ویژگی‌های ری این بوده که در مسیر موصلاتی و در گذرگاه فرهنگ‌ها و اقوام مختلف قرار داشته است. بخشی از انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت نیز مربوط به بخش نظامی و بخش دیگر همان نقطۀ موصلاتی به لحاظ جغرافیایی بوده است».

قدیمی‌ترین سنگ قبر امام‌زاده زید، ۹۰۰ سال دارد

او اضافه می‌کند: «حتی ری نیز از نظر جامعه‌شناختی، مردم‌شناسی و فرهنگ در منابع تاریخی ما بسیار گم است. دورۀ صفوی بر خلاف اینکه گفته می‌شود شاه طهماسب شکارگاهی دیده است در تهران حصاری کشیده است اما در نشانه‌ها دیده می‌شود همان جمعیت محدود تهران افراد خاص و فرهنگی بوده‌اند».

این کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی می‌افزاید: «اگر به قدیمی‌ترین سنگ قبر موجود بازار که در امام‌زاده زید تهران هست، نگاه کنید متوجه می‌شوید مربوط به ۹۰۰ سال پیش و مربوط به مولانا فخرالدین مولانا حیدر تهرانی است. آن زمان عنوان مولانا را به هر کسی اطلاق نمی‌کردند و آن شخص باید سلسله‌مراتبی در حوزۀ تصوف و ادبیات را طی می‌کرد تا این عنوان را دریافت کند. این موضوع نشان می‌دهد بارقه‌هایی از فرهنگ در تهرانی که یک روستا بوده، وجود داشته است».

زمانی می‌گوید: «اگر نگاهی به افرادی که در تهران زندگی می‌کردند و رد ضعیفی از آن‌ها در تاریخ آمده است، بیندازید، می‌بینیم که فردی مثل  «سام میرزا» برادر شاه طهماسب صفوی که اهل شعر و هنرمند بوده، کتابی به نام «تحفۀ سامی» نوشته که دربارۀ احوالات شاعران تهرانی در دورۀ شاه طهماسب است. آن زمان حصاری اطراف تهران که روستایی در حال تبدیل به بلدیه بوده، کشیده بودند. او در کتابش اسم بیش از ۲۰ شاعر را می‌آورد که مهم‌ترین آن‌هاف امیدی تهرانی است. اینکه در روستای کوچکی مثل تهران اسم این تعداد شاعر آورده شده، نکتۀ قابل توجه و مهمی است».

او اضافه می‌کند: «در دورۀ شاه تهماسب چهار مدرسه به معنای قدیمش در کنار مسجد در تهران ساخته می‌شود. برای مثال مدرسه و مسجد حکیم هاشمی که هم‌چنان در کوچۀ تکیه‌دولت وجود دارد در آن زمان ساخته می‌شود. حکیم هاشمی یکی از شناخته‌شده‌‌ترین پزشکان دورۀ صفویه و نویسندۀ چند کتاب است. اسامی انسان‌های فرهیخته‌ در آن زمان نشان می‌دهد که تهران یک روستای پرت و گمنام نبوده و از قدیم بارقه‌های فرهنگی داشته است».

این پژوهشگر با بیان اینکه تهران در دورۀ قاجار کم‌کم پذیرای اقوام مختلف می‌شود، می‌گوید: «اما اتفاقاتی می‌افتد که فرهنگ‌ها یکسان می‌شوند. حتی جعفر شهری به خوراک تهران در کتاب تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم نیز اشاره کرده است اما بسیاری از این خوراک‌ها در شهرهای دیگر ایران هم وجود داشته‌اند و نمی‌توان بگوییم مختص تهران بوده‌اند. ما در حوزۀ شمیرانات هم دربارۀ اینکه چه خوراک خاصی داشته‌اند، پژوهش کردیم اما موردی پیدا نکردیم».

تاریخ استفاده از نام «تهران»

زمانی بیان می کند: «هر چیزی از دوران قبل از مشروطه اول وارد تهران در ایران می‌شود و سپس به شهرهای دیگر ورود پیدا می‌کند و این موضوع که یکی از مهم‌ترین نمادهای تهران به شمار می‌رود در حال حاضر نیز غالب شده است. برای نخستین‌بار فست‌فودها در تهران راه‌اندازی شدند و پس از آن به شهرهای دیگر هم ورود پیدا کردند».

در معماری‌ نیز همین اتفاق می‌افتد معماری قاجار در تهران گسترش پیدا می‌کند. همان‌طور که در دهۀ ۴۰ از معماری‌های سنتی فاصله می‌گیریم و حتی این‌ اتفاق به شهرهای دیگر نیز گسترش پیدا می‌کند. حتی نوع خانه‌سازی‌های تهران برخلاف قرن ۶ یا ۷ است که مدعی هستند زیرزمین بوده و در سال‌های بعد و در دورۀ قاجار از سیستم خانه‌های متمرکز با حیاط مرکزی تبعیت می‌کند.

منبع: ایسنا

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

نسبت معماری با تکنولوژی

نسبت معماری با تکنولوژی

بردار علم و هنر در دورۀ سنت بر هم منطبق بود و هنرها قهراً واجد صفات علمی هم می‌شدند. از این روست که معماری سنتی هم شاهکار هنر شناخته می‌شود و هم شاهکار تکنولوژی که هر دو به دست یک نفر محقق می‌شد