مصاحبه با الهام فخاری در حاشیۀ بازدید از آرامگاه شهدای مشروطه

اگر بی‌خبر به آرامگاه شهدای مشروطه سر بزنید، احتمالاً موفق به پیدا کردن آن نشوید و حتی فرقی بین آن و هر ساختمان معمولی دیگری هم پیدا نکنید. این بنا که در سال ۸۳ ثبت ملی شده، طی این ۱۴ سال تنها بیشتر رو‌به‌خرابی رفته و هیچ‌کاری در موردش انجام نشده است. در همین راستا با دکتر الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران، دیدار و گفت‌وگویی کردیم؛ دیدار و گفت‌وگویی که در همان مکان و به مناسبت بازدید ایشان از این بنا صورت گرفته بود.

الان شورا برنامۀ منظمی برای سر‌زدن به چنین بناهایی دارد؟ مثلاً سه‌ماهه یا شش‌ماهه؟

در حال حاضر ما چند بخشِ درگیر در مکان‌های تاریخی در سیستم شهرداری داریم. به اضافۀ این‌که سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم در این موضوع متولی و مسئول اجرایی است. بخشی از این‌ها که شهرداری تملک کرده و بازسازی می‌کند، به‌طور مستقیم‌تری به ما مربوط می‌شود. در سالیان گذشته هم در حوزۀ احیای بافت تاریخی شهرداری مؤثر و فعال برخورد کرده بود. همان‌طور که می‌دانید، بعضی از خانه‌های تاریخی را تملک و بازسازی و درواقع قابل استفاده کرده‌اند. فعلاً ما در دورۀ پنجم یک‌سری محورها مثل محور و مسیر مشروطه داریم که شامل چند خانه و چند مکان تاریخی معتبر و مهم است و یکی از مهم‌ترینِ این نقاط به‌هرحال آرامگاه روزنامه‌نگاران مشروطه‌خواه است. مشروطه از آن جهت که یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های تاریخ سیاسی ایران حساب می‌شود، برای ما اهمیت دارد. ما باید بتوانیم تاریخ را برای زندگان و نسل جوان بازنمایی و بازخوانی کنیم. بنابراین ما در شورا پی‌گیر این هستیم که موضوعاتی از این‌دست بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. متأسفانه بعضی از این خانه‌ها یا بناها در معرض اختلاف وارثانشان قرار می‌گیرند، یا این‌که مثلاً خرید‌و‌فروش شده باشند و مالک فعلی ضرورتی برای حفظ آن قائل نباشد و بخواهد بحث تجاری یا مالی قضیه را اولویت قرار بدهد. بخشی از این مسئله به این برمی‌گردد که روی آگاهی‌های تاریخی مردم و تعلق تاریخی آن‌ها خوب کار نشده است. برای افراد به‌درستی تعریف نشده که این تاریخ هم بخشی از سرمایۀ یک فرد یا جامعه است. به‌هرحال ما داریم تلاش می‌کنیم الگوهای ترکیبی را به سرانجام برسانیم که ترکیبی از بازسازی بناها و ساختمان‌ها به‌اضافۀ بازآفرینی فرایندهای اجتماعی در آن محورها یا ساختمان‌ها باشد؛ فکر می‌کنیم صرف بازسازی و نگه‌داری ساختمان هم نمی‌تواند آن را به‌عنوان سرمایۀ خاصی به شهر برگرداند. وقتی می‌توانیم بگوییم این سرمایه، احیا شده که بازآفرینی اجتماعی اتفاق بیفتد. مناسبات اجتماعی در آن مکان‌ها فعال شود و زندگی را به این مکان‌ها بازگردانیم.

این بازآفرینی رویدادهای تاریخی چه ضرورتی دارد؟

اگر الان پرسشی از مردم شهر بکنید، نمی‌دانم چند درصد از مردم واقعاً می‌دانند مشروطه چه بوده، چه کسانی مشروطه‌خواهان به‌نام بودند و روند تاریخی‌اش چگونه بوده است. شاید بین نوجوان‌هایمان این درصد خیلی کمتر باشد. در صورتی که ما جزو کشورهایی هستیم که مردم در یک دورۀ تاریخی خاص، خودشان به جمهوری‌خواهی و به تغییر الگوی سیاسی کشور رسیده‌اند. این یک ارزش تاریخی بزرگ است. با استفاده از همین بناها و اماکن و بازآفرینی تاریخی که بر آن‌ها گذشته، حداقل می‌توان به جای آموزش تاریخ در قالب کتاب‌ها با برگزاری تورها و بازدیدهای جذاب‌تر به فکر کودکانمان باشیم.

در خیلی از کشورهای دیگر که آن‌ها هم تاریخی دارند، شاید مشکلی نظیر همین بحث‌های مالکیت کمتر پیش بیاید. به نظر شما این مشکل از فرهنگ‌سازی است، یا آن‌ها پروتکل‌های سیاست‌گذاری مشخص دارند؟

نظام مالکیت ما با نظام مالکیت برخی از کشورهای دیگر متفاوت است. نظام آن‌ها اجازۀ بهره‌برداری می‌دهد و لزوما مالکیت مکان را در اختیار افراد قرار نمی‌دهد. می‌توان قوانینی داشت که رابطۀ مسالمت‌آمیزی بین حق مالکیت فردی و حفظ و ابقای اجتماعی بنا کند. جدای از این مسئلۀ قانونی باید فرهنگ‌سازی هم کرد. در حیطۀ وظایف نهادها مثلا می‌توان در گام اول اطلس میراث فرهنگی شهر را ایجاد کرد. ضرورت کاری ما این است که یک اطلس کاری طراحی کنیم و هر روز به‌روزرسانی شود. جدای از این وظایف نهادی و سازمانی باید مشارکت شهروندی-مدیریتی داشته باشیم، چراکه درواقع برای حفاظت از شهر نمی‌توان همیشه یک‌سری کارمند استخدام کرد. بهترین مدافعان شهر مردم هستند. ترکیبی از نظارت شهروندی-مدیریتی به نظرم می‌تواند امور را به مسیر درست ببرد.

پنج سال پیش در مورد همین بنای آرامگاه شهدای مشروطه اختلاف نظرهایی بین شهرداری منطقۀ ۱۱ و سازمان میراث فرهنگ پیش آمده بود. این مسائل امروزه مرتفع شده‌اند؟

الان موضوع را سازمان زیباسازی منطقه ۱۱ پی‌گیری می‌کند، به همراه شورای شهر. به اضافه این‌که در مرمت و بازسازی هم باید اصول فنی کار را با دستگاه مربوطه هماهنگ و تنظیم کنیم. آن هماهنگی از نگاه من مشکل این قضیه نیست. موضوع این است که ما باید برنامۀ اجرایی و باور به آن داشته ‌باشیم و آن را از مسئله به فرصت شهر تبدیل کنیم و هدفمان هم صرفاً بازسازی آرامگاه و قفل زدن به درش نباشد. در این مکان و تمام اماکن باید پویایی اجتماعی اتفاق بیفتد. آدم‌هایی در آن خاک آرمیده‌اند که برای آگاهی و تعامل اجتماعی مردم تلاش بزرگی کرده‌ و جانشان را فدای جمهوری‌خواهی کرده‌اند. معنای جمهوری‌خواهی، تعامل اجتماعی است. حضور فعال مردم است. تلاشمان این است که برنامه‌هایی به جریان بیفتد که بتواند نسل جوان را به تاریخ خودش وصل کند.

درواقع این‌طور باید ببینیم که این مسئله یک فرصت برای مردم شهر است، نه یک مورد برای نزاع میان سازمان‌ها و نهادهای مختلف؟

بله. کاملاً همین‌طور است و نزاعی هم که خدا را شکر فعلاً وجود نداشته. حالا همه باید مسائل را در این مسیر تشخیص بدهیم. به نظرم اگر منصفانه نگاه کنیم، همکاری بین دستگاهی خوب بوده و مانعی هم وجود نداشته.

جدی‌ترین کاری که فکر می‌کنید در سال‌های گذشته صورت گرفته، در مورد آرامگاه چه بوده؟

متأسفانه هیچ‌کاری در مورد آرامگاه انجام نشده‌ است، اما امید داریم که با همراهی و همکاری تمامی دست‌اندرکاران مدیریت شهری، هم این بنا و هم باقی اماکن و گذرهای مربوط به مشروطه را به نقطه‌ای برسانیم که قابلیت جذب گردشگر چه داخلی و چه خارجی در قالب «تور مشروطه» را پیدا کنند و مردم هم در کنار تاریخ مهم خود به هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی ادامه دهند.

منبع خبر: سایت سازمان زیباسازی شهر تهران

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

ممنوعیت نمای رومی ؛ پیروزی یا قبول شکست؟

هر از چند گاهی خبر می‌رسد که در برخی شهرها استفاده از نمای رومی ممنوع گردیده است. عده ای از معماران و دانشجویان از تصویب این گونه ممنوعیت‌ها استقبال می‌کنند